محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1328

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

تخت پادشاهى از نسل پوزوق به قوم اوچوق رسيد و تنگيز خان كه فرزند ششم اغوز بود وارث ملك پدر گشته يكصد و ده سال بر تخت خسروى بود بعد از آن عابد و منزوى شد و اكبر اولاد خود را قايم مقام كرده ايلخان لقب داد و چون نام و نشان اولاد اغوز و طوايف ايغوز بر وجه تفصيل در تواريخ مشهور نيست و هرجا كه هست به تدريج ايّام تصحيف شده لازم آمد كه در اين محل مذكور و درج شود . ذكر فرزندان اغوز خان فرزندان اغوز خان بيست و چهار نفراند و اقوام پوزوق سه طايفه و طايفهء گون خان چهار شعبه . پس شعبهء اوّل از طايفهء گون خان ، « 5 » قاى است كه فرزند مهين گون خان بود و از بس در فيصل امور سختى مىنمود او را قاى گفتند كه در اصل لغت به معنى سختى و شدّتست و اكنون بالمجاز كمرهاى كوه و سنگهاى سخت را بدان نامند . يورت او و اولاد او تا عهد ايلخان در ديار هيطل و كنار سيحون بوده ، و پس از تسلّط تور از يورت و وطن دور مانده‌اند ، و در عهد محمود با آل سلجوق متّفق گشته و از آب جيحون گذشته در حدود شبرغان « 6 » و مرغاب مقام كردند اكنون نيز ساكن حدود دشت و داخل طوايف تركمان و در خيل جان‌نثاران دولت ابدنشان مىباشند . شعبهء دويّم باىآت كه فرزند دويّم گون‌خانست اتابيگى او به اوريابيگى مفوّض بوده ، و در دار وزارت نشو و نما نموده به سعى وزير ، مهتر برادران و سرور بهادران گرديد ، و بر ساحل قراموران يورت گرفت كه با موطن اصلى وزير قرب جوار داشت ، و چون در وفور نعمت و علوّ همّت بر همگنان تقدّم يافت و نام نيكو به فضل و جودت برآورد او را باىآت گفتند كه آت به معنى اسم است و اكنون آد گويند و باى به معنى بزرگى و شكوه و مال و نعمت انبوه است ، و معلوم نيست كه

--> ( 5 ) . در حاشيهء ص 436 منشآت آمده : گون به كاف فارسى به تركى آفتاب را گويند . ( 6 ) . در منشآت ص 437 سپرغان . امّا در حاشيه آمده است : « اظّنّ و الصحيح شبرغان لعلّه سپرخان » . در مخزن الانشاء نيز « سپرغان » ضبط شده است . در جامع التواريخ مرجع مؤلف « شبورغان » و « شفورغان » آمده است ( جلد سوّم ، چاپ فرهنگستان علوم اتحاد جماهير شوروى ) .